تبليغاتX
بید مجنون - لطفا مرا شهرستانی نخوانید
شنبه دوم دی 1385
لطفا مرا شهرستانی نخوانید

 

باید اقرار کنم که گفتن این حرف ها برام  ناخوش آیند است. اما گاهی وقت ها جریانات  و حرف هایی هستند که دو دستی یقه ام را    می چسپند و راه گریزی هم  باقی نمی گذارند .در گفتن حرف هایم دو دلم! چون نیمی از دوستانم و 95 درصد مخاطبین وبلاگم عزیزان تهرانی هستند.  و ممکن است حرف هایم آزرده خاطرشان کند و این اتفاق را اصلا دوست ندارم...پس امید وارم مرا ببخشند...

 

دیروز جشن چله چلچراغ بود .جشنی که هر چلچراغ خوانی دوست  داشت در آن شرکت کند . روی صندلی های سالن "اریکه ایرانیان" فرو برود، آجیل و انار بخورد، دست بزند و منتظر یک حرکت چلچراغی از اهالی چلچراغ  باشد.دوستانم رفتند. دوستانی که حتی یکبار هم زحمت خم شدن و برداشتن چلچراغ را از جلوی کیوسک مطبوعات  به خودشان ندادند .اما من که از شماره 5 یعنی 221 شماره توی کمدم  آرشو  کرده ام و مثل جانم مراقبشان هستم به جشن نرفتم ... چرا؟؟!! به صرف اینکه من شهرستانی ام و راهم طولانی است و دوستانم تهرانی هستند و نزدیک ماجرا .جشنتان مبارک... امید وارم  خوش گذشته باشه... .و اگر این هفته چلچراغ اینجا رسید حتما گزارشش رو می خوانم...

 

چند شب پیش توی طنز باغ مظفر "فروغ "به خانواده نازی(شقایق دهقان) می گفت" شما شهرستانی هستید؟وای لحجه هم که دارین!!.." طوری حرف می زد که انگار ایدز دارن ...نه آقای مدیری! یا شاید هم آقایان قاسم خانی و ژوله ..شهرستانی بودن نه جرم است و نه کسر شان...

 

موضوع سر کم کاری من و یا زیاده خواهی دوستانم نیست ...خوشبختانه دوستانم آنقدر شئور و فهم دارن که حرف هایم را بفهمند. اما کاش بعضی ها می دانستند زمانی که شما جماعت پایتخت نشین پاساژ ها را با قدم هایتان متر می کردید و این سمینار  و اون جشنواره  می رفتید ما برای به دست آوردن پیش و پا افتاده ترین و هزار  کوفت و زهر مار ابتدایی  دیگر که فکر کنم از زمان قاجار به تهران آمده بودند ، دعوا می کردیم وطومار می نوشتیم... خوبه بدانید که بوشهر، استانی که 65 تا 70 در صد گاز کشور رو تامین می کند هنوز مرکزش گاز خانگی ندارد...کاش می دانسیت که وقتی روی صندلی سینما لم می دهید و فیلمی که هنوز عرق کارگردانش خشک نشده را نگاه می کنید و یا کتابی می خوانید که تازه زیر چاپ در آمده  و هنوز صفحاتش داغند ،ما آنها رو باید چند ماه دیگه ببینیم یا بخونیم...

 

حرف و گله زیاده...اما از اونجایی که پست های طولانی کسی حوصله خوندنش رو نداره پس همین چند خط کافیه..امید وارم دوست های گل تهرانی ام نرنجید باشن...من حرف هام رو با بد جنسی گفتم امیدوارم که کامنت های شما هم بد جنسی باشه...

 

نوشته شده توسط نبی بهرامی در 8:36 | | لینک به این مطلب